یکم بخندیم
2.ای کسانی که ایمان آوردید.جدی جدی ایمان آوردید دیگه آیه نازل نکنیم ؟ردیفه؟؟؟؟
3.اسبه زنگ میزنه به سیرک میگه:آقا شما برای سیرکتون اسب نمی خواین؟
یارو میگه:هنرت چیه؟
اسبه میگه:احمق نمی بینی دارم باهات حرف میزنم؟
4.عمو زنجیر باف
-جان
-ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما بزرگوار.یک گلگی داشتم از حضورتون. شما که زنجیر منو بافتی....پ چرا پشت کوه انداختی؟ مشکلتون دقیقا چی بود؟ مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟
5.مرد:چرا دعوامون میشه عصبانی نمیشی؟
زن:خودمو کنترل می کنم
مرد:چه جوری؟
زن :توالت می شورم
مرد :چه ربطی داره
زن:آخه با مسواک تو میشورم
6.پدر:دخترم راجع به پیشنهاد ازدواجی که بهت دادن خوب فکرهایت را بکن
دختر گریه کنان:من میخوام پیش مامانم بمونم
پدر:خب عزیزم او را هم با خودت ببر
7.بچگی یعنی:وقتی فاصله اتاقمونو تا دستشوئی میدویدیم و از اینکه لولو ما را نمی خورد فریاد می زدیم:هوراااااا
8.هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز .فردا کلی کار داری
قشنگ بنداز دو سه هفته دیگه که خیالتم راحت باشه
9.اعصاب چیست؟
چیزی که هیچ کس ندارد ولی از تو توقع دارن داشته باشی
توقع چیست؟
چیزی که همه دارند واز تو می خوان که نداشته باشی
10.تو شهربازی رو بعضی از وسایلش باید یه دکمه غلط کردم هم بزارن
آدرس انجمن: